قادر حيدرى فسايى
69
شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )
معلوم نيست كه نماز با سوره است و يا بىسوره . لذا اين شك در حقيقت بازگشت به شكّ در تكليف به سوره دارد ) كبرى : و شكّ در ثبوت تكليف مجراى براءت است . نتيجه : پس شك در اقل و اكثر مجراى براءت است . بر خلاف ما نحن فيه كه شك در سقوط تكليف است به بيانى كه گذشت . قوله : « و هكذا الحال . . . » . دربارهى امورى كه بعد از امر پيدا مىشود ( غير از قصد الامر ) مثل قصد الوجه « 1 » و قصد تمييز ، مصنّف ، دو بيان با دو نتيجهى متفاوت دارند : 1 ) تمسّك به احتياط . به همان بيانى كه در قصد قربت گفته شد . نتيجهى احتياط لزوم اين امور است . 2 ) تمسّك به اطلاق مقامى . توضيح : اينكه اين امور در امتثال امر مولا لازم باشند مورد غفلت اكثر مردم مىباشند . با حفظ اين نكته ، اگر اين امور در غرض آمر دخالت مىداشت بر آمر بيان لازم بود ( و الّا از عدم البيان فوت غرض لازم مىآيد كه قبيح است ) و حيث اينكه در هيچ روايتى نه به صورت مطابقى و نه به صورت التزامى بيان نشده ، قطع پيدا مىشود كه در غرض او دخالتى نداشته و لازم نيستند . نتيجهى اطلاق مقامى عدم لزوم اين امور است . « 2 » قوله : « ثمّ انّه . . . » . اشكال : شما در باب اقلّ و اكثر ارتباطى از نظر عقلى قائل به احتياط و از نظر شرعى قائل به براءت هستيد ( احتياط عقلى و براءت شرعيّه ) در ما نحن فيه نيز ( شك در
--> ( 1 ) - ر ك : كفايه ، ج 2 ، ص 233 . ( 2 ) - فرق اين اطلاق مقامى با اطلاق مقامى قبل چيست ؟ نهاية النهاية ، ج 1 ، ص 109 .